تعطیل
شایعه
خودم از این بابت ناراحتم اما سعی میکنم دیگه اینطور نباشه
سعی میکنم
---------------
یه شایعه ای بین پسرا افتاده که میگن ساختمون ارشاد رو می خوان تحویل بدن و انگاری می خوان بفرستن بچه ها رو رودهن یا پیام نور !
می دونم که قضیه تحویل ساختمون جدیه اما جاش رو باید صبر کرد دید که کجاست
خدا کنه جایه دور مثل رودهن نباشه ![]()
هفت « سين » مقدس در هفت سين ايرانى
اين گروه معتقدند كه جمشيدشاه بعداز يك سلسله اصلاحات اجتماعى بر تخت زرين نشست و فاصله بين دماوند تا بابل را در يك روز پيمود و آن روز (روز هرمزد) از فروردين ماه بود. چون مردم اين شگفتى از وى بديدند جشن گرفتند و آن روز را »نوروز» خواندند. دكتر ميرزايى جامعه شناس در اين باره مى گويد: «يكى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشن ها و آيين هاى گروهى است، گردهم آمدن هايى كه به نيت نيايش و شكرگزارى و يا سرور و شادمانى شكل مى گيرن. برهمين اساس جشنها و آيينهاى جامعه ايران دراين بين نوروز بنا به اصل تازگى بخشيدن به طبيعت و روح انسان همچنان پايدار ماند. به هرحال در آيينهاى باستانى ايران براى هر جشن «خوانى» گسترده مىشد كه داراى انواع خوراكىها بود. خوان نوروزى «هفت سين» نام داشت و مىبايست از بقيه خوانها رنگين تر باشد. اهورامزدا(به معنى سرور دانا)، و هومن (انديشه نيك ) ، ارديبهشت (پاكى وراستى )، شهريور (شهريارى آرزو شده با كشور جاودانى )، سپندارمزد (عشق و پارسايى ) ، خرداد (رسايى و كمال ) و امرداد (نگهبان گياهان). اما در بسيارى از منابع تاريخى آمده است كه «هفت سين» نخست «هفت شين» بوده و بعدها به اين نام تغيير يافته است. به همين دليل، چون در دين اسلام «شراب» حرام اعلام شده بود، آنها، خواهر و همزاد شراب را كه »سركه» مى شد انتخاب كردند و اينگونه شين به سين تغيير پيداكرد.» سمنو: نماد زايش و بارورى گياهان است و از جوانه هاى تازه رسيده گندم تهيه مى شود. چنانچه مسلمانان قرآن، زرتشتيان اوستا و كليميان تورات را بر بالاى سفرههايشان جاى مىدهند. بر سر سفره زرتشتيان دركنار اسپند و سنجد، « آويشن» هم ديده مى شود كه به گفته موبد فيروزگرى خاصيت ضدعفونى كننده و دارويى دارد و به نيت سلامتى و بيشتر به حالت تبريك بر سر سفره گذاشته مى شود.
نوروز بزرگترين جشن ملى ايرانيان سابقه اى هزاران ساله دارد. از گذشته هاى دور آريايى هاى ساكن در فلات ايران روز اول سال و آغاز بهار را به برگزارى مراسم ويژه و توأم با سرور و شادمانى اختصاص مى دادند. برخى پژوهشگران ، ريشه تاريخى اين جشن را به »جمشيد پيشدادى» نسبت مى دهند و نوروز را »نوروز جمشيدى» مى خوانند.
اما عاملى كه »نوروز» را از ديگر جشن هاى ايران باستان جدا كرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد، «فلسفه وجودى نوروز» است: زايش و نوشدنى كه همزمان با سال جديد در طبيعت هم ديده مى شود.
را هم مى توان به سه گروه عمده تقسيم بندى كرد: جشن ها و مناسبتهاى دينى و مذهبى - جشن هاى ملى و قهرمانى و جشن هاى باستانى و اسطورهاى. جامعه ايران در گذشته به شادى به عنوان عنصر نيرو دهنده به روان انسان، توجه ويژهاى داشتند. آنها براساس آيين زرتشتى خود چهار جشن بزرگ و ويژه تيرگان ، مهرگان ، سده و اسپندگان را همراه با شادى و سرور و نيايش برگزار مى كردند.
گرچه باتوجه به قانون تغيير پديده هاى فرهنگى ، نوروز هم ناگزير نسبت به گذشته با دگرگونى هايى همراه است.
اين سفره مــعــمـولاً چـندســاعــت مانــده به زمان تـــحويل ســـــال نو آمـــاده بود و بر صفحه اى بلندتر از سطح زمين چيده مى شد. همچنين ميزدپان (MAYZADPAN) به منظور پخش كردن خوراكىها در كنار سفره گماشته مىشد. اين خوان نوروزى برپايه عدد مقدس هفت بنا شده بود. توران شهريارى، سخنران جامعه زرتشتى معتقد است: «تقدس عدد هفت از آيين مهر يا ميتراست و به سالهاى دور باز مى گردد. در اين آيين هفت مرحله وجود داشت براى اينكه انسان به مقام عالى و آسمانى برسد. پس عدد هفت از پيش از زرتشت براى انسان عزيز بوده و در آيين هاى مختلف و به نمادهاى گوناگون ديده مى شود، مانند هفت آسمان، هفت دريا، هفت گياه و...» همچنين اسناد تاريخى از برپايى
سفره هفت سين به ياد هفت امشاسپندان خبر مى دهند؛ طبق اين اسناد، هفت امشاسپندان مقدس عبارت بودند از:
شمع، شراب ، شيرينى ، شهد (عسل) ، شمشاد، شربت و شقايق يا شاخه نبات، اجزاى تشكيل دهنده سفره هفت شين بودند. برخى ديگر به وجود «هفت چين» در ايران پيش از اسلام اعتقاد دارند. سخنران جامعه زرتشتى در اين باره مى گويد: «در زمان هخامنشيان در نوروز به روى هفت ظرف چينى غذا مىگذاشتند كه به آن هفت چين يا هفت چيدنى مى گفتند.
بعدها در زمان ساسانيان هفت شين رسم متداول مردم ايران شد و شمشاد در كنار بقيه شين هاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى برسر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانيان وقتى كه مردم ايران اسلام را پذيرفتند، سعى كردند كه سنتها و آيينهاى باستانى خود را هم حفظ كنند.
البته در اينباره تعابير مختلفى وجوددارد. چنانچه در كتاب فرورى آمده است: كه در روزگار ساسانيان، قابهاى زيباى منقوش و گرانبها از جنس كانولين، از چين به ايران وارد مىشد. يكى از كالاهاى مهم بازرگانى چين و ايران همين ظرفهايى بود كه بعدها به نام كشورى كه از آن آمده بودند «چينى» نام گذارى شد و به گويشى ديگر به شكل سينى و به صورت معرب «سينى» در ايران رواج يافتند. به هرروى خوراكىهاى خاصى بر سفره هفت سين مىنشينند كه عبارتند از: سيب، سركه، سمنو، سماق، سير، سنجد و سبزى (سبزه)
خوراكى هايى كه به نيت هاى گوناگون انتخاب شده اند:
سيب: هم نماد بارورى است و زايش. درگذشته سيب را درخم هاى ويژه اى نگهدارى مى كردند و قبل از نوروز به همديگر هديه مى دادند.
مى گويند كه سيب با زايش هم نسبت دارد، بدين صورت كه اغلب درويشى سيبى را از وسط نصف مى كرد و نيمى از آن را به زن و نيم ديگر را به شوهر مى داد و به اين ترتيب مرد از عقيم بودن و زن از نازايى رها مى شد.
سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولدو زايندگى. عده اى عقيده دارند كه بوى برگ و شكوفه درخت سنجد محرك عشق است!
سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پيوند او با طبيعت است.
درگذشته سبزه ها را به تعداد هفت يا دوازده كه شمار مقدس برج هاست در قاب هاى گرانبها سبز مى كردند. در دوران باستان دركاخ پادشاهان ۲۰ روز پيش ازنوروز دوازده ستون را از خشت خام برمى آوردند و بر هريك از آنها يكى از غلات را مى كاشتند و خوب روييدن هريك را به فال نيك مى گرفتند و برآن بودند كه آن دانه درآن سال پربار خواهدبود. در روز ششم فروردين آنها را مى چيدند و به نشانه بركت و بارورى در تالارها پخش مى كردند.
سماق و سير نماد چاشنى و محرك شادى در زندگى به شمار مى روند. اما غير از اين گياهان و ميوه هاى سفره نشين، خوان نوروزى اجزاى ديگرى
هم داشته است: دراين ميان « تخم مرغ» نماد زايش و آفرينش است و نشانه اى از نطفه و نژاد. «آينه» نماد روشنايى است و حتماً بايد در بالاى سفره جاى بگيرد. «آب و ماهى» نشانه بركت در زندگى هستند. ماهى به عنوان نشانه اسفندماه بر سفره گذاشته مى شود.
و «سكه» كه نمادى از امشاسپند شهريور (نگهبان فلزات) است و به نيت بركت و درآمد زياد انتخاب شده است.
شاخه هاى سرو، دانه هاى انار، گل بيدمشك، شير نارنج، نان و پنير، شمعدان و... را هم مى توان جزو اجزاى ديگر سفره هفت سين دانست. «كتاب مقدس» هم يكى از پايه هاى اصلى خوان نوروزى است و براساس آن هرخانواده اى به تناسب مذهب خود، كتاب مقدسى را كه قبول دارد بر سفره مى گذارد.
در هرصورت او پيروز است و نامش خجسته است و از نزد خدا مى آيد و خواهان نيكبختى است و با تندرستى و گوارايى وارد شده است و سال نو را به همراه آورده است!
انتظار ...... انتظار
شرمنده که چند وقته که نیستم
اما می آم !
منتظر باشید
وعده دیدار
فردا همچنان قرارمون باقیه
شما هم به جمع ما بپیوندید
فردا شنبه ساعت 12 حیاط دانشگاه
تقاضای ما از شما !
۱- لطفا از پوشش در حد و شان دانشجویی استفاده کنید
۲- لطفا از بی نظمی و هرج و مرج دوری کنید
۳-لطفا به مسئولین دانشگاه توهین و بی احترامی نکنید
۴-لطفا به هیچ وجه به وسایل و اموال دانشگاه آسیب نرسانید
۵-لطفا از حرکات غیر منطقی که باعث به هم خوردن اعتراض میشود خودداری کنید
ما مشکلاتی را که دارای اهمیت بیشتری هست رو در بیانیه خود گنجانده و در روز اعتراض برای دانشجویان قرائت می کنیم و یک نسخه از آن در اختیار مسئولین دانشگاه قرار می دهیم .
قصد ما تنها رساندن مشکلات و ضعف های دانشگاه به گوش مسئولین هست و از شما تقاضا داریم کمال همکاری را با ما داشته باشید . امیدوارم مسئولین دانشگاه هم به اون حد رسیده باشند که تحمل شنیدن پیشنهادات و انتقاد سازنده رو داشته باشند .
روز تحصن همچنان روز شنبه ۶ اسفند ساعت ۱۲می باشد و از دوستان دعوت میکنیم که حتما در این روز به جمع ما بپیوندند .
یک دست صدا ندارد
پس تو هم به ما کمک کن
تحصن
نبود حداقل امکانات آموزشي در مقابل شهريه هاي گزاف دريافتي از دانشجويان ، نبود امکانات سرمايي و گرمايي براي رفاه حال دانشجويان ، نبود حس وظيفه شناسي به حد کفايت در اعمال و رفتار اکثر مسؤولين ، نبود برنامه ريزي مناسب در اغلب اقدامات دانشگاه از تشکيل به موقع کلاسها تا جزيي ترين موارد ، کمبود فضاي آموزشي ( و اين در حاليست که دانشگاه اقدام به پذيرش دانشجويان بدون کنکور در سال جاري و 550 دانشجوي کارداني و 350 دانشجوي کارشناسي در سال آتي نموده است ) ما را بر آن داشت تا مراتب نارضايتي خود را به سمع و نظر مسؤولين برسانيم
دوست من ، دانشجوي دانشگاه آزاد اسلامي واحد دماوند ... براي بهتر شدن شرايط موجود با ما همراه و همگام شو تا ثابت کنيم عليرغم تفکرات موجود درباره عدم همبستگي دانشجويان دانشگاه آزاد ما با هم همفکر ، همگام و هم مسيريم ....
روزشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۴ از ساعت ۱۲ در محل نمازخانه دانشگاه و حیاط آن منتظر حضور موثر و سرنوشت سازتان هستيم
تعدادی از کامنتهای یک هفته گذشته
در ادامه بخشی از اینها را میخوانیم :
يکشنبه 30 بهمن1384 ساعت: 23:24 توسط:یک دانشجوی قدیمی
اگه همگي يه ترم به نظرتون ثبت نام نکنن يا 2 ماه ديرتر ثبت نام کنن به نظرتون چه اتفاقي ميافته ؟ همه رو که نميتونن اخراج کنن . چکهاي دانشگاه فقط برگشت ميخوره .
========================
يکشنبه 30 بهمن1384 ساعت: 23:21 توسط:یک دانشجوی قدیمی
سلام به همگی - خوب نتیجه چی هست ؟ بالاخره میخواین چی کار کنیم - کی حاضر به همکاری در این مورد هست . خانم 3 شما ؟ دختری بنام ب شما ؟ یا ZZ ؟
بايد به بقيه بچه ها هم خبر بديم .
فقط صحبت نکنيم عمل مهمتره اينکه بگيم فايده نداره 4 ساله داريم ميگيم دانشگاه بده ولي هيچ کاري نکرديم بيآين يه کاري انجام بديم . باز من پيشنهادم رو ميگم
يک روز رو تعيين ميکنيم و همگي با هم ميريم دانشگاه - اونقدر ميمونيم که تکليفمون رو با دانشگاه و مسئولانش روشن کنيم
هر کس موافقه ضمن اعلام موافقتش بگه که چي کار ميتونه در اين ضمينه انجام بده ؟
به اميد روزي که دانشگاه خوبي داشته باشيم
========================
يکشنبه 30 بهمن1384 ساعت: 19:5 توسط:zz
به نظر من هم دانشجو ها هستند که یه دانشگاه رو میسازند،اگه ما ها خودمون کاری نکنیم هیچکس برای ما کاری نمی کنه. منتها واقعا اتحاد می خواد.فکرشو بکنید ما اگه تو دانشگاه نتونیم حقمونو بگیریم وای به جامعه
========================
يکشنبه 30 بهمن1384 ساعت: 15:42 توسط:دختری بنام ب
انتخاب واحد امروز پیرم کرد......موهام سفید شد!ولی خوب.بچه های هم رشته ایم (روزنامه نگاری) مثل همیشه فعال بودند.و حسنش این بود که توی سه تا یکی کردن پله ها تبحر هم پیدا کردم. و بدیش اینه که حالم از یه بار دیگه نگاه به واحدای رو بورد بهم میخوره!!!
========================
يکشنبه 30 بهمن1384 ساعت: 13:25 توسط:3
به خدا این یکی رو راست میگه.نیم ذره جربزه نداریم.انگار یاد گرفتیم تو سری بخوریم و هر گفتن بگیم چشم.چطور بلدیم بگیم انرژی هسته ای حق... ولی مگه حق از این بالاترم پیدا میشه که جایی که درس میخونی بهت اهمیت بدن؟اگه بخوایم میشه.دخترایی که من تو دانشگاه دیدم که نمیترسن فقط منتظر یه تحرک پسران.ولی مثل اینکه غیرتمونم ازمون گرفتن؟آره؟
========================
يکشنبه 30 بهمن1384 ساعت: 12:18 توسط:شاکی
همه بی تفاوتند و فقط به پول آدم نگاه می کنند خدا ازشون نگذره
========================
يکشنبه 30 بهمن1384 ساعت: 12:14 توسط:شاکی
معلوم نیست دانشگاه کجا بدهی بالا آورده که تاوانشو ما باید پس بدیم حالا انگار ما از دستشون فرار می کردیم یا می خواستیم هیچ وقت پولشون رو ندیم یا مثلا تا به حال خیلی بد حساب بودیم که به این خفت و خاری ما رو دچار می کنند ما هم که ساده تو سرمون هم که بزنند صدامون در نمیاد این پولها تو جیب کیا می ره خدا عالمه
========================
يکشنبه 30 بهمن1384 ساعت: 12:4 توسط:حمید
سلام
والله نمی دونم چی بگم.
این سینما (پرستو) هم شده ....
اونی که وضع مالیش بیریخت شده چه کا باید بکنه. حالا پسرا هیچی - دخترا را بگو!
جون من یکی این فیلم فقر و فحشا رو بده به سینما پخش کنه.
========================
يکشنبه 30 بهمن1384 ساعت: 0:29 توسط:یک دانشجوی قدیمی
به نظر من که ما فقط حرف میزنیم و بهانه میاریم و فقط همه از دانشگاه بد میگن و هیچ کاری نمیکنند . به نظر من تا وقتی که بچه ها اینجوری هستن هیچ فایده ایی نداره .
الان تعداد دانشجوها زیاد شده و میشه خیلی کارا کرد چند سال پیش تعدامون کم بود . بیآین برای یک بار هم که شده با هم متحد و هماهنگ بشیم و تکلیف خودمون رو با دانشگاه روشن کنیم تا کی میخواد وضع اینجوری باشه . روز به روز بدتر میشه که بهتر نمیشه
به خاطر خودتون هم شده یه بار جدی بگیرین . به نظر من یه بار همه دانشجوها چه پسر و چه دختر جمع بشیم جلوی دانشگاه من باشگاه خبرنگاران جوان و چند تا جای دیگه آشنا دارم میگن بیان اونها هم .
هر کس موافقه اینجا بنویسه البته اگه آقا مصطفی هم قول بدن که پاک نمیشه
========================
شنبه 29 بهمن1384 ساعت: 14:39 توسط:معترض
ای کاش میشد از دانشگاه آزاد دماوند خوب تعریف میکردیم. ولی هر چی میخوایم عیب پوشی کنیم از یه جای دیگه گندش در مییاد. اول از ساختمان جدیده شروع میکنم: رفتم دیدم البته از جلوش رد شدم. اگه به ما بخوره و بتونیم توش درس بخونیم خوشگله ولی به احتمال با این روند پیشرفت اون موقع که کامل بشه من دیگه تو این دنیا نیستم. هنوز ساختمون تموم نشده براش سردر گذاشتن. من نمیدونم آخه این مطالبی که ما اینجا مینویسیم کسی هم هست که بخونه یا نه؟ راجع به نمرات هم که دیگه نگو. من با این که ثبت نام کردم ولی هنوز نمیدونم که درسایی که پیش نیاز این درسای جدید بوده رو چند شدم یا این که اصلاَ نمره آوردم؟ از روز ثبت نام هم که دیگه هیچی. وقتی یادم مییاد خونم به جوش میاد. مثلاَ زود رفتیم که زود کارامون تموم بشه ولی اول با یک فیش بانکی روبرو شدیم و .... آخه چرا یک دانشگاه که نمیتونه بار علمی مثبتی برای بچه ها داشته باشه اصلاَ تاسیس بشه که کادری در اون مشغول به زحمت باشن که هیچ اهمیتی برای کسی قائل نیستند و به فکر حقوق سر برج و ... هستند. روز ثبت نام ما همه معلق بودیم که چی کار کنیم با کلی منت حاضر شدن تعهدی ثبت نام کنند. موقع ناهار یعنی وقتی ساعت 1 شد همه چیز تعطیل شد تا یک ساعت دیگه!!!! یعنی ما آدم نبودیم و نمیخواستیم ناهار بخوریم دیگه فقط اونا گشنه بودن. فقط و فقط آرزو میکنم که هر کسی که در پستی قرار میگیره شخصیت و آدمیتش رو حفظ کنه. مشکل دوم ما ها اینه که هنوز نمره هامو نو نمیدونیم.....اونایی رو که هم زده بودند نگیم بهتره . رفتیم سوال کردیم نمره فلان درسی رو که شانسی زدید کجاس میگن دم حوض!!!! رفتند تو خیابون نمرمونو زدند دمه اون ماهی فروشه.یا مثلا نمره هامونو زدند به در کلاسا اونم چه جوری ... به علت کمبود جا نزدیک سقف چسبوندن نه چراغی نه لامپی تازه قدمونم نمی رسه .... جالبه فکرشو کنید ............
========================
پنجشنبه 27 بهمن1384 ساعت: 10:11 توسط:؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا هیچ کدوم از دانشجوها با هم متحد نیستند ؟ اگه بچه ها باهم متحد بشن دیگه کسی نمی تونه از این کارا بکنه
یا حداقل مدیر گروه هارا خود دانشجوها مثل دانشگاههای دیگه انتخاب کنند
========================
دوشنبه 24 بهمن1384 ساعت: 22:28 توسط:مریم
من نمی دونم چرا این مطلب نوشته شده مگه تا حالا نفهمیده بودین که دانشگاه ما بنگاه .اونم چه بنگاهی !!
دانشگاهی که فقط بلد پول بگیره ولی کو ارائه یه واحد عملی فقط اسم واحد رو می شنویم !!!!!!!
کجا می شه یه مدیر گروه خوب گیراورد مشاالله مدیر گروه ما که با برنامه ریزی های خوبش که هر 7 روز هفته کلاسارو پخش کرده همه مدیر گروهها رو روسفید کرده.
می دونم این مطالب ربطی به این مطلب ندار ولی چه کنم دلم پر بود .
========================
در جواب دانشجوی قدیمی اینکه من هر کاری که بدونم برای بهتر شدن وضع بشه انجام میدم حتی همون درخواستی رو که داشتید
اصلا این وبلاگ متعلق به من نیست بلکه متعلق به دانشجویان دانشگاه دماونده !
تبادل لینک با دانشجویانی که سایت یا وبلاگ دارند
در صورت امکان اسمتون رو هم مرحمت کنید البته اجباری نیست !
------------------------
جواب به بعضی کامنت ها :
من قول میدم که هیچ کامنتی رو پاک نکنم
شما نگران نباشید و حرف دلتون رو کامنت بگذارید تا بقیه دوستان هم در مورد مشکلات و نظرات شما آگاه بشن !
در ضمن من در هر موردی که باعث بهتر شدن وضع دانشگاه بشه به طور جدی همکاری می کنم !
اعتراض
در روز های اخیر دانشجویان با انجام حرکت هایی گاه درست یا نادرست اعتراض خود را نسبت به این تصمیم ابراز کرده اند !
واقعا مایه شرمه ! که دانشگاه این کار رو انجام بده .
حالا اگه کسی نداره همین اول ترم کلی پول بده چی کار باید بکنه ؟
دانشجویان بر این عقیده هستند که اینجا یک بنگاه تجاری است یا یک مکان آموزشی ؟
خودتان قضاوت کنید !
یا حسین
عباس نشسته روي زين ، هنوز رو زمين نيوفتاده
غصه نخور امُ البنين ، هنوز رو زمين نيوفتاده
عموي زيباي رقيه ، هنوز رو زمين نيوفتاده
مگه زردتشتي و بودا واسه آتيش نمي ميرن ...
پس چرا حاجتشون رو از آقاي ما ميگيرن ...
آخه ...
وقتي مسيحي ميگه عيسي ؛
عيسي ميگه يا اَبااَلفضَل ...
وقتي كليمي ميگه موسي ؛
موسي ميگه يا اَبااَلفضَل ...
وقتي ماها ميگيم عباس ؛
عباس هم ميگه اَبااَلفضَل ...
....
وقتي ارباب روي زين نيست كي بايد بگه اَبااَلفضَل ...
يا اَخي ( داداش حسين كمكم كن )
يا حسين ...
وقتی سهراب سپهری دانشجو بود
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
اوستاد از من پرسيد
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدمدل خوش سيري چند؟
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم
نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم
رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم
قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد
كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا،نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم
حزب آبادگران
از ترم بعد همه در دماوند خواهیم بود ! همه دور هم جمع می شویم و دانشگاه ما در دماوند شعبه دیگری خواهد زد !
مسئولین دانشگاه در ادامه راه آبادسازی و اکنون پس از دانشگاه علمی کاربردی رودهن سراغ دانشگاه ارشاد دماوند رفتند !
درسته دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند شعبه دانشگاه ارشاد دماوند !
دانشگاهی که تا چندی دیگر و آغاز ترم جدید از وضعیت متروکه در می آید و اون هم مانند علمی کاربردی رودهن آباد میشه !
البته رفتن به این ساختمان منوط به این است که ساختمان جدید دانشگاه تا آخر اسفند حاضر نشه
من در پرس و جویی که داشتم فهمیدم که پیمانکار قول داده تا آخر بهمن ساختمان رو تحویل بده !
اما از اونجایی که مسئولین دانشگاه وارد مذاکره با طرف دانشگاه ارشادی شدند می توان نتیجه گرفت که هنوز هیچی معلوم نیست و احتمال تموم شدن کار ساختمون کمه .
اگه قرار بود کار کنن تابستون باید سریع کار میکردند نه تو این زمستون و برف و بوران
اما امیدوارم که قولشون درست از آب در بیاد و تا آخر بهن حاضر بشه ![]()
دیگه از این همه سرگردونی خسته شدیم ![]()
نتایج نظر سنجی
|
کدامیک از مسئولین دانشگاه بیشتر به فکر دانشجو ها هستن ؟ |
حاج آقا صفری ( 2رای، 3%)![]() |
حاج آقا احمدی ( 3رای، 5%)![]() |
مهندس عسگری ( 4رای، 7%)![]() |
آقای رنجبری ( 1رای، 1%)![]() |
استاد جعفر قلی ( 23رای، 44%)![]() |
آقای علیان ( 6رای، 11%)![]() |
آقای گنجی ( 2رای، 3%)![]() |
هیچ کدام ( 11رای، 21%)![]() |
عنوان نظرسنجی: زحمت کش تاريخ شروع نظرسنجی: 1384/10/۷ تاريخ پایان نظرسنجی: 1384/10/۲۳ مجموع نظرات: 52 |
کاهش شهریه دانشگاه آزاد و طرح ادغام كنكور سراسری و آزاد
همچنین به گفته دكتر خالقی در طرح ساماندهی شهریه دانشگاههای دولتی و آزاد نیز شهریه اكثر دورههای شهریههای دانشگاههای كشور كاهش مییابد و در عین حال از این پس شهریه دانشگاه آزاد اسلامی نیز براساس امكانات و تسهیلات واحدها تعیین میشود.
ادامه مطلب
بابا انتقاد پذیر !
=============================>
--------------------------------------
بابا عجب دوره و زمونه ای شده
امروز صبح وقتی در راهرو دانشگاه قدم میزدم یک آن چشمم افتاد به متنی که با عنوان انتقاد در وبلاگ نوشته بودم
کلی تعجب کردم !![]()
روی تمام بردهای بسیج پر بود از این متن ! و روی بعضی قسمت ها رو با ماژیک پر رنگ کرده بودند از جمله قسمتی که نوشته شده بود : مسئول بسيج را نميشود با يك من عسل خورد
اما بعد از این ماجرا در نهار خوری دانشگاه داشتم غذا میخوردم که یک آن دیدم آقای حسینی به من اشاره میکنه که بیا کار دارم
منم وقتی رفتم پیشش اول میدونستم چی میخواد بگه ولی خودم رو زدم به اون راه که نمیدونم موضوع از چه خبره ! خلاصه من رو برد جلو یه برد و متن رو نشونم داد منم کلی در ظاهر جا خوردم
خلاصه اول کلی صحبت کرد اما بعد گفت که باید پیگیری میکردی و بدون آگاهی چیزی رو و وبلاگ نمی نوشتی !
اما نکته ای که برای من جلب توجه کرد روحیه انتقاد پذیر برادر بسیجی جناب حسینی بود !
واقعا اگه تمام مسئولین دانشگاه اینطور انتقاد پذیر بودند و به مشکلات رسیدگی میکردند و کوچکترین مسائل برایشان اهمیت داشت چی میشد ؟!
این رو هم توضیح بدم که من از نوشتن این مطلب اصلا قصد توهین و بی حرمتی به مسئولین دانشگاه رو ندارم لذا اگه کوچکترین بی ادبی دیدید به بزرگواری خودتان ببخشید !![]()
ایدز
شما هم نظرتون رو اعلام کنید !
==========================>
----------------------
با همكاري واحد دماوند و با همكاري جمعيت هلال احمر دماوند روز ۵ دی همايش ايدز در سالن سینما برگزار شد.
در اين همايش كه رئيس هلال احمر، معاونان واحد دماوند، مسؤول دفتر فرهنگ اسلامي واحد و جمعي از دانش آموزان فعال در هلال احمر و دانشجويان دانشگاه حضور داشتند، دانش آموزان فعال در هلال احمر با اهداي شاخه هاي گل به دانشجويان دانشگاه ((کشک)) همكاري و همدلي خود را اعلام كردند .
در پايان اين همايش نيز رئيس هلال احمر دماوند مطالبي را در رابطه با پديده شوم ايدز و راه هاي مقابله با آن براي حاضران در مراسم ارايه كرد.
نظرسنجی
|
نتایج نظر سنجی قبلی با عنوان : نظر شما در مورد مسئولین دانشگاه چیست ؟ |
بسیار صمیمی و دلسوز ( 13رای، 14%)![]() |
برخورد رسمی اما محترمانه ( 14رای، 15%)![]() |
برخورد خشک و بی تفاوت ( 13رای، 14%)![]() |
بی اهمیت به دانشجویان ( 49رای، 55%)![]() |
|
تاريخ شروع نظرسنجی: 1384/۱۰/۶ -------------------------------- در نظر سنجی جدید وبلاگ نیز شرکت نمایید کدامیک از مسئولین دانشگاه بیشتر به فکر دانشجو ها هستن ؟ =====================> |
انتقاد
من بارها و بار ها گفته ام که مالکیت این وبلاگ به هیچ عنوان برای دانشگاه نیست و دانشگاه تنها از لحاظ خبری ما را حمایت و پشتیبانی می کند ! تنها حمایت خبری !
این وبلاگ توسط تعدادی از دانشجویان نوشته و اداره میگردد و این کار را هم فقط به خاطر علاقه ای که به دانشگاه داریم انجام می دهیم .
-------------------------------------
در پایین نقد یکی از دانشجوها را از اوضاع فعلی دانشگاه و مشکلات آن می خوانیم ; امیدوارم به گوش مسئولین هم برسد :
(( وبلاگ دماوند نیوز هیچ مسئولیتی در قبال این نوشته ندارد ))
سلام به دانشگاه آزاد اسلامي دماوند
آن هم چه دانشگاهي از همه لحاظ نمونه! از نظر غذا و سرويس دادن آن ، از لحاظ بسيج و رفتارهاي دلنشين
مسئولين بسيج !
يك روز ميگن به هر دانشجو فقط با ارائه كارت دانشجوئي و فقط و فقط 2 تا فيش غذا داده ميشود ! حالا خدائي نكرده يك روز يه دانشجو يادش برود يا لباساشها راعوض كرده باشد به هر دليلي كارتش همراهش نباشد بايد قيد غذاي فوق العاده دانشگاه عزيز رو بزند و از گشنگي بميرد. آخه نيست هزينه دانشگاه آزاد پائينه ! ديگه هيچ كسي جرات ولخرجي ندارد مگرآنهايي كه دستي بر جيب بابا و مامانشون دارند . تازه من يكي نفهميدم به شعارشون را گوش بدم كه ميگن اين كارو ( فقط 2 فيش و فقط كارت دانشجوئي) براي جلوگيري از غيب شدن ناگهاني ديگهاي غذا كردند يا به اصل قضيه كه همه به آن مشرفند نگاه كنم . والله اين دانشگاه واحد دماوند اينقدر
سوراخ داره كه نگو !!! حالا بايد دو تا صف بايستي باز صف فيش را بگي بد نيست ولي واي به حال صف غذا كه حتي ميله آهني هم نتونسته عدالت را بر قرار كند ! با اين قانون جديد و مدرنيزه قابلمه ، قابلمه غذاست كه داخل يك نايلون سياه از درب دانشگاه خارج ميشود . آن هم با مجوز ، لااقل روزي كه آقايي بخواهد در روز خانم ها به دانشگاه برود و برگردد هم كارت شناسايي گرفته ميشود و هم موقع خروج بايد
برگه خروج داشته باشد ولي اين غذاي بي زبان غذا (البته شايد داخل قابلمه ها پرونده اي يا كار اداري باشد)
خدا عالمست .
از بحث غذا بگذريم كه نميشود ميرسيم به بسيج دانشجوئي . موقع اسم نويسي
اينقدر تحويلت ميگيرند كه فكر ميكنيد رئيس جمهور يا وزير هستي و خودت خبر نداري ! يا روزي كه راهپيمايي يا به جهات ديگر لازمت داشته باشند اينقدر قربون صدقه آدم ميرند كه دوست داريد هميشه تو بسيج باشيد ولي ... ولي اگر كارت گير كنه به بسيج حالا ميخواهد گرفتن كارت بسيج باشد يا گرفت وامهاي يك تومن دو زار
مسئول بسيج را نميشود با يك من عسل خورد والله از بسيجي به دوره ، مگه معتاي بسيج چيزي به جزء انسانيت است . اگر نميخواهي كار راه بيندازي ننداز لااقل رفتارت درست باشد . ازمسئولين زحمتكش هم نميونم چيزي بنويسم آنوقت همين كاري را هم كه انجام ميدهند بيخيال ميشوند و تلافيش سر همه دانشجويان مي آيد! البته خالي از لطف نيست كه بگم كساني هم هشتند كه واقعا براي دانشجويان زحمت ميكشند مثل جناب آقاي دكتر صفري و حاج آقا احمدي ، آقاي جعفر قلي و ... .
كاش يك نظارتي هم بر اوضاع دانشگاه ما بود.
نمونه اين نقد به روزنامه مورد علاقه دانشگاه دماوند و مركز فرستاده خواهد شد .
تا معلوم شود كه حتي به اين امر كه اين نقد در وبلاگ دانشگاه نشان داده شود اطمينان ندارم .
با تشكر
يك دانشجو (دانشجوي اخراجي آينده، اگر اسمم لو برود) )
کوه نوردی و کمپینگ
در این نمایشگاه که لوازم و وسایل کوهنوردی و کمپینگ مورد نمایش قرار گرفته بود برگزار کنندگان توضیحاتی در مورد این ورزش می دادند
این نمایشگاه نیز تا ۳ روز آینده دایر خواهد بود و روز سه شنبه به کار خود پایان میدهد
در ضمن ثبت نام برای کلاس های اسکی و کوهنوردی نیز انجام میشد !
دلتون رو به ساختمان جدید خوش نکنید
یه امید خدا و همت مسئولین دانشگاه ساختمان جدید دانشگاه تا بهمن امسال و ترم جدید ساخته نمی شود
بنا به درخواست دوستان من در پرس و جویی که از مسئولین دانشگاه انجام دادم مسئولین بر این عقیده بودند که ساختمان جدید حداقل برای بهمن ماه که دانشگاه قولش رو به دانشجو ها داده بود حاضر نمیشه و احتمالا تا بعد از فروردین ۸۵ به طول می انجامد ! یعنی ۳ماه تاخیر البته فعلا شاید بیشتر هم بشه !
من برای اون دسته از دوستان ترم اولی ناراحتم که باید یه ترم دیگه هم تو اون ساختمان علمی کاربردی رودهن اقی بمونند واقعا که سخته ! البته شاید هم یه ساختمان تو دماوند اجاره کردند و تا همه در کنار هم باشیم ! بچه ها چقدر به دلشون صابون زده بودند که آره دیگه از دست این قلعه هزار اردک ساختمان راحت میشیم که نشد که بشه !
تحولی شگرف در سیستم غذا رسانی به دانشجوها
امروز بچه ها موقع خریدن فیش غذا با صحنه ای جالب مواجه شدند
خانم فیش فروش از بچه ها برای ارائه فیش غذا کارت دانشجویی می خواست در ضمن ۲ تا هم بیشتر نمی داد . من ماجرا رو جویا شدم و فهمیدم که بله ! این کار به دلیل این است که افرادی غذا را بیش از حد می خریدند و به بیرون دانشگاه منتقل می کردند و کارهای سودجویانه رو غذاها انجام میدادند
خوب بعد از این ماجرا نوبت به دریافت غذا شد
غذا در ظرف های یکبار مصرف ۲ تیکه صرف میشد که در یک قسمت برنج و در قسمت دیگر خورشت قرار داشت ! واقعا که خوب بود ! آخه معلوم بود چی میخوری !
واقعا که کلی بچه ها کف کردند اما یه عده ای هم به دلیل همراه نداشتن کارت دانشجویی گشنه موندند
بنده خداها گریشون در اومده بود !
كى گفته كار دانشجويى يعنى بيگارى؟
شده تا حالا فكر كرده باشيد كه حكمت خلقت شغلی به نام كار دانشجويى چيست؟ احتمالاً به جاهايى رسيدهايد؛ مثلاً هدف آن است كه ارتباطى بين دانشگاه و صنعت برقرار شود يا دانشجو كنار درس خواندن هم كارى ياد بگيرد و هم كمك خرجى به دست آورد.اما آيا واقعاً الان كار دانشجويى ارتباطى بين دانشگاه و صنعت برقرار كرده يا اصلاً دانشجو مىتواند روى درآمدى كه از اين راه به دست مىآورد، حساب باز كند؟
تاجايى كه يادم مىآيد در دانشگاه كارى مثل ژتون فروشى، انتشاراتى، فتوكپى و... اگر هم خيلى پيشرفت كنى حل مسائل يكى از استادها را به عنوان كار دانشجويى واگذار مىكنند. البته با هزينه زيادى كه دانشگاه براى اين كار مىدهد واقعاً مىصرفد!! احتمالاً خيلى از شماها بااين قيمت آشنا هستيد مقطع کارشناسی ساعتى ۶۰۰ تومان و کاردانی ساعتى ۴۰۰ تومان و حداكثر 60 ساعت كار در يك ماه؛ اگر خيلى كار خوبى انجام دهيد، در يك ماه حداکثر ۳۶۰۰۰ تومان گير مىآوريد كه البته 2-3 ماه بعد پرداخت مىكنند.اونم با کسر ۱۰ ٪ مالیات برای دولت که میشه ۳۲۴۰۰ تومان. اين نكته بسيار مهم را فراموش نكنيد كه كار دانشجويى در حال حاضر هيچ نفعى جز ضرر ندارد! بهترين نفع اين كار در حال حاضر ضرر به درس و مطالعه دانشجوها است؛ هر چند براى دانشگاه و مسؤولانش سود دارد. بىترديد كسانى هستند كه واقعاً از روى نياز و ناچارى دنبال كار دانشجويى مىگردند؛ ولى در كجاى اين دنيا ديديد ساعتى ۴۰۰ تومان بدهند. دانشگاه با يك تير دو نشان مىزند: هم كارهايش راه مىافتد و هم به جاى كارمندى حداقل ۱۵۰-۲۰۰ هزار تومان حقوق فقط ۲۰-۳۰ هزار تومان هزينه مىكند. شايد به اين جاى مباحث كه رسيديم، كسانى بگويند اصلاً دانشجو را چه به كار؟! دانشجو فقط بايد درس بخواند و تحقيق كند. واقعاً هم چقدر در دانشگاههاى ما تحقيق و پژوهش انجام مىشود!! اگر اين طور بود، وضع دانشگاهها و بازار كار و... بهتر از اين بود. اشكال ديگرى هم كه مىشود وارد كرد، اين است كه اگر قرار است ارتباط با صنعت برقرار شود، اين واحد كارآموزى دانشگاهها به چه دردى مىخورد؟ خودتان هم جواب اين را مىدانيد كه با 2 - 3 واحد كارآموزى كه آن هم مثل بقيه درسها بايد پاس شود، چطور ممكن است با صنعت ارتباط برقرار كرد و كار كردن در محيط تخصصى را ياد گرفت.
اين كارهاى دانشجويى كه الان مىدهند خيلى به تفكر و خلاقيت و اين حرفها ربط ندارد. ضرر بزرگى كه اين كارها به دانشجو مىزند گرفتن روحيه خلاقيت، نوآورى و توليد از دانشجو است. به نظر شما راه حل اين مشكل چيست؟
به عنوان نظر آخر، بهتر است واحدهاى تحقيقاتى را در دانشگاهها گستردهتر كنند و كارايى دانشجويى را بيشتر در اين زمينهها به دانشجو بدهند و حق الزحمه منصفانهاى را هم پرداخت كنند؛ آن هم به موقع نه وقتى فارغ التحصيل شد. البته اگر قرار است كارهايى مثل ژتون فروشى را ادامه دهند بد نيست، حداقل منصفانه پول بدهند و همش ۶۰ ساعت در ماه را منظور نکنند
برای مثال من به شخصه اوایل سال هفته ای ۵ روز در ساختمان رودهن در امر ایاب و ذهاب مشغول بودم که روزی ۸ ساعت کار میکردم که حدود ۱۷۰ ساعت در ماه ساعت کاری داشتم اما در آخر فقط ۶۰ ساعتش رو برام منظور کردند
آیا این انصاف هست ؟ در آخر هم کلی انتظار از آدم دارند !
16 آذر و روز دانشجو مبارک باد !
بعد از كودتاى 28 مرداد 1332، رژيم وابسته پهلوى كه توانسته بود با كمك اربابان امريكايى بر اريكه قدرت باز گردد، درصدد برآمد تا پايه هاى حكومت خود را تثبيت كند، اما غافل از اينكه مقاومت مردم بطور كامل از بين نرفته و ايران در اولين فرصت خشم و انزجار خويش را نشان خواهد داد.
نيكسون معاون رئيس جمهور امريكا در سال 1332، راهى ايران گرديد. در حقيقت او مى آمد تا نتيجه سرمايه گذارى بيست و يك ميليون دلارى را كه سازمان جاسوسى امريكا سياه در راه كودتا و سرنگونى دولت مصدق هزينه كرده بود، از نزديك مشاهده كند. ملت در حال افسردگى و از نفاق و تفرقه اى كه استبداد توانسته بود در ميان او ايجاد كند، ناراحت بود.
رهبرى نهضت مقاومت، قصد رساندن صداى اعتراض مردم را به گوش جهانيان داشت و تلاش لندن و واشنگتن را كه مى خواست با مشروع جلوه دادن رژيم كودتا، امتيازات مورد نظر خود را در محيط آرام بدست آورد، خنثى كند. اجراى اين برنامه به عهده كميته هماهنگى دانشگاه تهران واگذار شده بود.
تظاهرات دانشجويان دانشگاه تهران، به عنوان اعتراض به ورود دنيس رايت، كاردار جديد سفارت انگليس در ايران، از روز 14 آذر 1332، آغاز گرديد. دانشجويان دانشكده هاى حقوق و علوم سياسى، علوم دندان پزشكى، فنى، پزشكى، داروسازى در دانشكده هاى خود تظاهرات پرشورى عليه رژيم كودتا برپا كردند. رژيم پهلوى كه به خوبى از خشم ملت و خصوصا دانشجويان نسبت به خود و اربابان امريكا از پيش آگاه بود، با تمام قوا متوجه دانشگاه شد.
روز 15 آذر تظاهرات به خارج از دانشگاه كشيده شد و ماموران انتظامى، در زد و خورد با دانشجويان، شمارى را مجروح و گروهى را دستگير و زندانى كردند. صبح روز 16 آذر 1332، گارد تا دندان مسلح رژيم پهلوى براى اولين بار وارد صحن دانشگاه شد تا فرياد مخالفان را در گلو خفه كند.
در يكى از كلاسهاى درس دانشكده فنى، چند تن از دانشجويان در اعتراض به حضور ماموران گارد رژيم شاه در صحن دانشگاه، آنها را به مسخره مى گيرند و همين بهانه كافى بود تا وارد كلاس درس شوند و با ايجاد جو رعب و وحشت، محيط را براى بهره بردارى و گرفتن زهر چشم دانشجويان آماده سازند. ماموران گارد با حمله به دانشجويان بى پناه سه تن از آنان را به شهادت مى رسانند.
حادثه 16 آذر 1332، بعنوان يك روز (مقاومت تاريخى) در تاريخ دانشگاه تهران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم كوشش رژيم و ساواك، دانشجويان دانشگاه تهران و ديگر دانشگاههاى سراسر ايران مراسم و تظاهراتى به ياد شهيدان آن روز برپا مى كردند.
شهيد چمران در ر ابطه با حادثه 16 آذر مى گويد:
وقايع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گويى همه را به چشم مى بينم، صداى رگبار مسلسل در گوشم طنين مى اندازد، سكوت موحش بعد از رگبار، بدنم را مى لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحين را در ميان اين سكوت دردناك مى شنوم. دانشكده فنى خون آلود را در آن روز و روزهاى بعد به راى العين مى بينم........
نيكسون معاون رئيس جمهور امريكا به ايران مى آيد تا نتيجه بيست و يك ميليون دلار خرج كودتا را ببيند.)
" خصوصيت بالقوه دانشجويان در اين است كه با تحرك گرايش، استنباط و فهم خود فضا را تغيير مى دهند."
شرط اصلى در تضمين امروز و فرداى دانشجو ميزان برخوردارى او از معنويات است. فارغ التحصيل دانشگاه ما بايد نسبت به كشور و ميهن خود وفادار و متعهد باشد. با رافت و عطوفت با انسان ها برخورد كند و تنها در انديشه پر كردن جيب خود نباشد و براى رسيدن به اين هدف، انس با خدا و چشيدن لذات ذكر و دعا و تضرع اجتناب ناپذير است و اين هديه بزرگ را تشكل ها و انجمن هاى اسلامى بايد به دانشجويان تقديم كنند.
فعالیت های دانشگاه در هفته بسیج
۲- دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند در مراسم یادواره شهدای بسیج اداری اصناف و کارگری نیز حضور فعال داشت . در ان مراسم تعدادی از کارکنان واحد حضور پیدا کرده و پلاکاردی با موضوع شهادت در محل برگزاری یادواره توسط روابط عمومی واحد نصب گردید
۳- در روز سه شنبه مورخ ۸/۹/۸۴ گردهمایی دنشجویان بسیجی واح دماوند در سالن اجتماعات این دانشگاه برگزار گردید . در این مراسم با شکوه که ریاست معاونین و کارکنان واحد فرمانده سپاه پاسداران دماوند سرهنگ مقبلی و آقای زرگر فرمانده بسیج دانشجویی استان تهران حضور داشتند . ضمن گرامیداشت یاد شهدای بسیجی از بسجیان نمونه دانشگاهتقدیر و تشکر به عمل آمد . همچنین در این برنامه آقای زرگر طی سخنانی ضمن تبریک هفته بسیج گسترش فرهنگ بسیجی را در دانشگاه مهم دانسته و نقش دانشجویان بسیجی را در این راستا مهم ارزیابی نمودند .
کنکور
به گزارش آنا، دكتر ناصر اقبالي رئيس مركز آزمون دانشگاه آزاد اسلامي با اعلام اين خبر افزود: آزمون كارشناسي ناپيوسته در روز جمعه، 11 آذرماه در 33 زير حوزه تهران و 136 حوزه در سراسر كشور برگزار مي شود.
وي تصريح كرد: اين آزمون با شركت بيش از 209 هزار نفر داوطلب برگزار مي شود كه نسبت به سال قبل 25 درصد افزايش نشان مي دهد.
دكتر اقبالي درباره تفكيك جنسيتي داوطلبان گفت: 67 درصد داوطلبان مرد و 32 درصد زن هستند.
وي در ادامه افزود: آزمون كارشناسي ناپيوسته در 45 رشته برگزار مي شود و امسال براي اولين بار رشته شيلات نيز به رشته هاي كارشناسي ناپيوسته افزوده شده است.
وي با اشاره به برگزاري آزمون در راس ساعت 30/8 صبح از داوطلبان خواست با توجه به اطلاعيه هاي مركز آزمون نسبت به دريافت كارت ورود به جلسه خود در زمان اعلام شده، اقدام كنند و يك ساعت پيش از شروع آزمون در جلسه حضور پيدا كنند.
داوطلباني كه به هر دليلي در نوبت مقرر، موفق به دريافت كارت ورود به جلسه خود نشوند روز پنج شنبه 10 آذر، نيز فرصت دارند تا با مراجعه به حوزه هاي توزيع كارت نسبت به دريافت كارت ورود به جلسه خود اقدام كنند.
دكتر اقبالي در پايان خاطرنشان كرد: اسامي پذيرفته شدگان اوايل بهمن ماه اعلام مي شود
---------------------------------------------------
در ضمن روز جمعه دانشگاه ما نیز که یکی از حوزه ها است به احتمال زیاد لق و تقه
جلسه
تلاش و جديت، دانشگاه را به شرايط مطلوب مي رساند
به گزارش آنا، در اين جلسه كه رئيس، معاونان و تمامي كاركنان واحد حضور داشتند، دكتر صفري در سخناني با تاكيد بر مدنظر قرار دادن شرايط كنوني و آينده دانشگاه و وضعيتي كه به علت كمبود نيرو در واحد حكمفرماست، همه همكاران را به تلاش و جديت فراخواند تا در آينده نزديك دانشگاه به شرايط مطلوب برسد.
وي رعايت امانتداري و ادب در رفتار را براي مجموعه دانشگاه ضروري دانست و از همكاران خواست در كليه عرصه ها چه داخل و چه خارج از دانشگاه، شان دانشگاهي بودن خود را حفظ كنند.
دكتر صفري در ادامه سخنان خود همه را به صبر در كارها و مشكلات سفارش كرد و گفت: همه بايد دست به دست هم بدهيم تا اين دانشگاه در پايان سال جاري از درجه متوسط به درجه بزرگ ارتقا پيدا كند.
پيشروي به منطقه صفر ، آنجا كه علم از پاسخ باز مي ماند !
----------------------------------------------------------------------
اين سرزمين كجاست ؟ از چه جنسي است ؟ چگونه كار مي كند ؟ اينها سوالاتي است كه هر روز از ميان روزنه هاي ذهنم بيرون مي آيد و سلولهاي خاكستري مغزم را به خود مشغول مي كند . سرزميني عجيب با آب و هوايي بسيار غير قابل فهم !
وقتي از تهران به سمت دماوند حركت مي كنم ، بايد هرچه لباس در خانه پيدا مي شود بپوشم تا در آن سرماي خفن ، لااقل چند ساعتي را زنده بمانم . ساعت حدود هفت صبح است . صف مينيبوس به طول ده متر و البته عرض پانزده متر در جلوي چشمم ظاهر شده است . اين فقط ، يكي از عجايب صدگانه اين شهر است . مرد چاق رشتي معروف به سيد با نون بربري وارد مي شود . او تنها كارش جمع كردن پول است ، مثل داروغه ناتينگهام در رابينهود … !
اگر قبلاً يك گوشه چشمي به صف عريض و طويل بچه ها مي كرد ، الان ديگر آن يك نگاه را هم دريغ مي كند . بابا يه نظر حلاله به خدا !!! آخ جون يك مي ني بوس .
سيل جمعيت به سمت مين اي بوس جاري مي شود!!؟ از ته صف ، سر صف ، از هرجا ، هركس زورش بيشتر است ، مي تواند سوار شود . اين آخرين متد روز دنيا است . قانون جنگل .
من هم كه لاغر و نحيف هستم بايد تا ظهر منتظر يك ميني بوس لكنتي بايستم . راه دوم استفاده از تاكسي است ، منتهي به مقصد اون دنيا !
بالاخره سوار شدم ، ساعت الان هشت است .هوا نيمه سرد و تمام ابري است .
ساعت يك ربع به نه . بومهن و رودهن را رد كرديم . هر لحظه به منطقه صفر ، نزديكتر مي شويم . روي زمين دو-سه سانت برف است . صاف و يكدست ، عين بچه هاي دانشگاه ما !!؟؟ (آره مرگ تو!) هوا هنوز ابري است . ده نه هشت ……… سه دو يك . وارد محدوده صفر شديم . اون ورِ خط . هوا آفتاب شد . دو متر رفتيم جلوتر . دوباره ابري …… دوباره آفتابي…… بابا سر كاريم به خدا ! انگار اينجا همه چيز برعكسه ! ابرها اون دور ، پاي كوه ، روي زمينند !؟؟ هواي بالاي كوه و قله آن صاف و بدون ابر است ! اينو ديگه فقط تو داستانهاي علمي تخيلي مي شد خوند !! ابرها پايين ، آسمون بالا !!؟؟؟ برفهاي روي زمين هم مثل كف صابون غليظ است .
الان نزديك دوراهي گيلاوند هستيم . سالن ورزشي وليعصر . فكرش رو بكن ما از دانشگاه تا اينجا را بايد براي يك واحد ورزش گز كنيم . دوراهي گيلاوند ، يك ميدان بزرگ كه از وسط يك كره زمين ، يك دست آمده بيرون . اين دست ، دست كيه ، ما كه نفهميديم . دست آمريكاي جهانخواره يا دست سازنده اثر ؟ هركي كه هست خيلي دست قشنگي داره ، ميدان خيلي قشنگي هم هست !! حالا مي ني بوس يك دور 90 درجه مي زند . سربالايي دانشگاه ……………………
اينجا فني مهندسي است . اين اسمي است كه بچه ها روي آن گذاشته اند . آخر كجاي دنيا ديده ايد كه بچه ها در سينما درس بخوانند ؟ اين هم يكي ديگر از عجايب است . لااقل تابلوي بالاي سينما را برداريد كه اينقدر ضايع نباشد . يا حداقل روي يك پارچه بنويسيد به علت شركت در مراسم عزاداري ، به جاي سينما دانشگاه باز كرديم !!!!
هزار متر بالاتر . ساختمان شماره دو . حيف كه كوچك است و راهروهايش هم تنگ است و دستشويي هم كم دارد ، وگر نه حتماً مختلط مي كردنش !!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ولي اگر از حق نگذريم ، انصافاً از ساختمان شماره يك خيلي بهتر است . حالا صد متر بالاتر . بالاي يك كوه ، نزديك قله ، يك تابلو نوشته است : محل احداث مركز دانشگاهي دماوند . چند سال ديگه ، اگر زنده باشيم ، هفته اي سه روز مي ريم كوه نوردي !!! دخترها سر اين كوه ، پسرها سر دوتا كوه اون ورتر ! بين كوهها هم سيم خاردار برقدار !!!! حالا بخنديد ، ولي اين عين حقيقت است . خدا بهمون رحم كنه .
حالا ديگر وقت ناهار است . باز هم مثل ميني بوس! جنگل ! اين ديگه تقصير بچه ها است . به خدا اين ديگه تقصير خودمونه . بعد از غذا يادم نرود حتماً آب ژاول بخورم . بايد معده ام رو ضد عفوني كنم . دختر ها كه هر هفته كلي كشته ميدن سر اين غذاها . پسرها هم كي معدشون سوراخ شه ، خدا عالمه !! فقط خداكنه تو اين غذاها از اون چيزها كه تو سربازي مي ريزن تو غذا ، نريزن !!!؟؟؟
هرچي از دانشگاه و شهرش و بچه هاش بگم كم گفتم ، پس سخن كوتاه بايد والسلام ، بقيه اش رو خودتون بريد ببينيد !
دی ماه 82
نویسنده :حاج بهرام
خبرگزاری مهر و دانشگاه ما
مطلب زیر را خبرگزاری مهر در سایت خود درج کرده که خواندن آن خالی از لطف نیست
=========================
| دانشگاه آزاد دماوند؛ سینمایی که تبدیل به دانشگاه شد | |
| خبرگزاری "مهر" - حوزه و دانشگاه : از در ورودی دانشگاه که وارد می شوید پنج یا شش کلاس درس با در و پنجره های شیشه ای در سمت چپ دانشگاه که بیشتر شبیه به مغازه های داخل یک پاساژ هستند نظرتان را جلب می کند سمت راست نیز چندین نیمکت که در فضایی کوچک اما سبز قرار دارد، انتهای حیاط نیز تنها یک دستشویی کوچک وجود دارد، شکل کلی دانشگاه بیشتر شبیه خانه های ویلایی قدیمی اعیان با سقف های شیروانی و معماری خاص است. | |
|
به گزارش خبرنگار دانشگاهی "مهر"، ازپله های قدیمی دانشگاه که بالا می روید راهرویی باریک و قدیمی با یک و نیم متر عرض در مقابل شما خود نمایی می کند در دو طرف راهرو اتاق های کوچک که مخصوص امور اداری و معاونت های دانشگاه است شبیه به کوپه های قطار کنار هم صف کشیده اند. انتهای راهرو اتاق رئیس دانشگاه است. یک اتاقی قدیمی که در عین کوچکی بزرگترین اتاق دانشگاه نیز هست به دکتر محمود صفری نماینده دوره پنجم مجلس شورای اسلامی و رئیس دانشگاه آزاد دماوند اختصاص دارد. برای ورود به اتاق رئیس دانشگاه نیاز به تشریفات زیادی نیست. تنها هماهنگی با مسئول دفتر، کاری که در کمتر از پنج دقیقه حتی برای دانشجویان نیز به راحتی امکان پذیر است. امری که در دیگر واحد های دانشگاه آزاد به بروکراسی چندین روزه نیاز دارد. دکتر صفری در کنار حجت الاسلام احمدی معاونت فرهنگی دانشگاه با صمیمیتی خاص و بدون تعارف های مرسوم در اداره جات به سوال های ما پاسخ داد. دکتر صفری در خصوص تاسیس دانشگاه گفت: چهار سال پیش در حالی که هیچ کس فکر نمی کرد بتوان در شهری کوچک مانند دماوند دانشگاه تاسیس کرد تنها با چندین نفر نیروی جوان و کمک های دکتر جاسبی واحد دماوند افتتاح شد. ساختمان دانشگاه که در گذشته سینما بوده است و به صورت مخروبه ای در آمده بود با همکاری تعدادی از همکاران با دست خالی به طوری که حتی جارو کشیدن و رنگ کردن ساختمان هم به عهده خودمان بود، بازسازی شد. البته ناگفته نماند مسئولان و اهالی شهر نیز کمک های بسیاری را انجام دادند اما مشکلاتی بر سر راه وجود داشت که شاید دیگر واحدها آن را در ابتدای امر تجربه نکرده باشند.
رئیس دانشگاه آزاد دماوند ادامه داد: اگر چه ساختمان دانشگاه بسیار کوچک و قدیمی است و برای تشکیل کلاس های درس با مشکل فضا روبرو هستیم اما تا پایان یافتن کار ساخت ساختمان اصلی دانشگاه در مرکز شهر و تجمیع 4 ساختمان دانشگاه که در سطح شهر پراکنده است چاره ای جز استفاده از این ساختمان را نداریم. دو سال طول کشید تا موفق شدیم مسئولان شهر را برای گرفتن 40 هکتار زمین در بهترین نقطه شهر متقاعد کنیم. دکتر صفری در حالی با شادی خاص این مطلب را بیان می کرد، تاکید کرد: قیمت اصلی این زمین 2 میلیارد تومان بود که با مساعدت وزیر قبلی مسکن و شهرسازی 200 میلیون تومان نقد پرداخت کردیم و قرار شد تا 18 سال، سالی 100 میلیون نیز به صورت اقساط پرداخت کنیم که این بهترین شرایط برای این زمین بود. در حال حاضر 50 درصد از کارهای اصلی این مجتمع دانشگاهی به پایان رسیده است. 20 کلاس درس، 10 آزمایشگاه، اتاق های اداری و آموزشی برای استفاده دانشجویان، اساتید و دانشگاه در این مجتمع طراحی شده که امیدواریم تا پایان امسال به بهره برداری برسد و از ابتدای سال آینده دانشجویان جدید الورود دوره کارشناسی دانشگاه که در ساختمان استیجاری واحد رودهن مستقر هستند به این مجتمع منتقل شوند. وی یادآور شد: ساخت دانشگاه، در شهر دماوند نیز تاثیر بسیار گذاشته است. به دلیل محیط خاص فرهنگی و مذهبی شهر دماوند بسیاری از خانواده ها حاضر به تحصیل فرزندانشان در دیگر شهرهای کشور حتی شهر های نزدیک مانند رودهن هم نبودند اما با ساخت و راه اندازی دانشگاه دماوند بسیاری از این خانواده ها با آرامش خاطر فرزندان خود را به دانشگاه می فرستند به طوری که در حال حاضر بیش از 200 دانشجوی بومی در این دانشگاه تحصیل می کنند.
"سطح فرهنگی و علمی شهرستان بسیار تغییر کرده است. چهار سال پیش مردم شهر فکر می کردند که دانشگاه را من ساخته ام و در کوچه و خیابان از من تشکر می کردند و من را دعا می کردند اما حالا از طریق فرزندانشان نه تنها دانشگاه آزاد بلکه بسیاری از دانشگاه های کشور و دنیا را هم می شناسند." دکتر صفری دانشگاه دماوند را جزئی از زندگی و خاطرات خود می داند و می گوید: در حال حاضر تمام تلاشم برای بهتر شدن موقعیت دانشگاه است چه از نظر امکانات و چه از نظر سطح علمی. دانشگاه جزئی از زندگی من شده است و با بچه ها رابطه ای صمیمی دارم و هر روز اگر مدتی را در حیاط دانشگاه با دانشجویان ننشینم و صحبت نکنم به خانه نمی روم. با بدرقه دکتر صفری از کنار درب های شیشه ای و فضای سبز از دانشگاه خارج می شویم با دیدی متفاوت. یک بار دیگر برمی گردم و به سینمای قدیمی و دانشگاه جدید شهرنگاه می کنم بدون شک سال های آینده این دانشگاه به موزه ای برای برای بازگویی خاطرات دانشجویان دماوندی به فرزندانشان و غرور آفرینی برای شهرستان دماوند تبدیل خواهد شد. ==================== |
نتایج مسابقات ورزشی در ماه رمضان
تیم دانشگاه توانست در دیدار رده بندی تیم شورای خرمده را در ۳ ست پیاپی شکست دهد
در ضمن تعداد تیم های شرکت کننده ۸ تیم بود
-------------------------------------------------------
تیم فوتسال دانشگاه در مسابقات جام رمضان که در شهر ابسرد برگزار شد با وجود ناکامی در مسابقات با بزی های جوانمردانه توانست جام اخلاق این مسابقات را بدست بیاورد
در ضمن تعداد تیم های شرکت کننده در این مسابقه ۲۵ تیم بود
دانشگاه آزاد اسلامی واحد دماوند شعبه رودهن ساختمان علمی کاربردی ..............
----------------------------------------------------------
وبلاگ دانشگاه رو دیدم ...سایت معلق دانشگاه رو هم دیدم ...گروپ بچه ها رو هم دیدم ..اما جای سال اولی های مستقر که نه رها شده تو علمی کاربردی رودهن بین اینها خالی بود پس ن
دانشگاه علمی کاربردی رودهن حدود ۲۰ متر بالاتر از دانشگاه آزاد رودهن توی یه فرعی۲۰۰ متر جلوتر واقع شده ....روبروی دانشگاه تعدادی کارگر محترمه مشغول کار هستن گاهی وقتا وانتی هم میاد که برای ادامه کار براشون مصالح بیاره ...پایین ترش یه گاراژه که عبورو مرور کامیونها و تریلی های عزیز رو می طلبه...و اینطورکه میگن پشتشم کشتارگاهه ...اما اونچه که بیشتر نظر رو جلب میکنه وسط بیایون واقع شدن دانشگاه و دوری اون از هر نوع تمدنه ...
داخل دانشگاه از بیرونش زیباتره ... البته بی انصافی اگر نکنیم نسبتا تمیزه اما عدم وجودوسایل گرما زا و حضور تنها ۲ تا بخاری تو کل دانشگاه ۳ طبقه که تنها یکیشون به جایی وصله و گرمه ..سلفهای کوچیک که معلوم نیست چرا همیشه باید یکیش خالی از میز باشه و....
برنامه ریزی های واقعا ثانیه ای مسوولان آموزش ...و حضور به موقع اساتید ... تو دانشگاه ما هرگز حتی یک ثانیه از وقت گرانبهای دانشجو به باد فنا نمیره البته
اگراستاد هم حضور نداشته باشند کتابخونه ۳۰۰۰۰۰۰ کتابه دانشگاه در اختیار دانشجویانه !!!!
ممنون آقای جعفر قلی ... گاهی فکر میکنم اگر توی این دانشگاه شما نبودید که هفته ای ۱ بار کار ماها رو راه بندازید یا با استادای خوش قول ما تماسی بگیرید و بهمون امید بدید که استاد در راهه باید چیکار میکردیم....
قابل توجه دانشجوهای سال بالایی دانشگاه ما مختلطه ...خیلی کلاسامون هم مختلط تشکیل میشه اما کاش فرهنگ در کنار هم بودن و حفظ حرمتهارو داشته باشیم ....چیزی که به ندرت میبینم ... کاش این تعداد زیاد از کسایی که برای هدفهایی غیر از درس بینمون هستن نبودن
خوب...زیاد گفتم ...نا امید کننده بود ...اما با همه اینا من دانشگاهمونو دوست دارم .
شما چی؟
----------------------------------------------------------
اما خداییش از حق نگذریم واقعا خیلی به این دانشجو های ترم یکی ستم میشه تو رودهن
انشا الله ساختمان جدید دانشگاه ساخته میشه و همه دانشجوها یک جا جمع می شویم
به امید خدا
انتقال خون
در این برنامه که با همت حلال احمر دماوند تدارک دیده شده از ساعت ۸ تا ۱۴ انتقال خون انجام می گیرد
دانشجویانی که قصد اهدای خون را دارند می توانند فردا با ارائه کارت شناسایی معتبر همچون کارت دانشجویی می توانند خون اهدا کنند

==============================
اخبار تکمیلی:
مراسم اهدا خون با استقبال نسبی دانشجویان مواجه شد
در کل ۶۴ نفر برای اهدا خون داوطلب شدند که ۵۱ نفر انها مورد تایید قرار گرفتند و موفق به اهدای خون شدند
مراسم روز 11 آبان یا همون 13 آبان
در این مراسم که دانشویان و دانش اموزان دماوند در ان حضور داشتند شعار هایی در خالف با سیاست های امریکا و کشور های اروپایی سر می دادند
همچنین در این مراسم دانشجویان پرچم امریکا و اسراییل را به اتش کشیدند !


تولیدات گیاهی و کشاورزی
این زمین که مساحت ان ۱۰ هکتار است جهت رشته های کشاورزی و تولیدات گیاهی اخته خواهد شد
به گفته مسئول روابط عمومی دانشگاه جناب اقای کرمانی این زمین بزرگترین زمین زراعی پژوهشی منطقه ۸ دانشگاه ازاد است
همچنین این زمین با کمک واحد علوم و تحقیقات اداره خواهد شد

افطاری دیروز دانشگاه
در این مراسم بلافاصله بعد از اذان نماز به جماعت خوانده شد و بعد میهمانان افطاری خود را انجام دادند
پس از مراسم افطاری جناب دکتر صفری صحبت هایی در مورد تاریخچه دانشگاه و وضعیت شهر دماوند قبل و بعد از تاسیس دانشگاه انجام دادند و همچنین در مورد شخصیت استاد رجایی صحبت هایی انجام دادند
ایشان در ادامه در مورد مشکلاتی که در زمینه ساخت ساختمان جدید برای دانشگاه بوجود امده بود توضیح دادند
در ادامه نیز دانشجویانی که در مسابقه قران و عترت شرکت داشتند جوایز خود را از مسیولین دانشگاه دریافت کردند
در اخر نیز با مراسم با دعایی که حاج اقا احمدی فرمودند پایان پذیرفت
انا لله و انا الیه راجعون
استاد رجایی یکی از اساتید رشته معارف بودند و به تدریس دروس اخلاق و معارف در دانشگاه می پرداخت
استاد محمد حسین رجایی در ساعاتی بعد از اذان مغرب دیروز در سن ۷۶ سالگی فوت کردند
به نظر من ایشان یکی از استاد های مهربان و دوست داشتنی دانشگاه بودند

در زیر مختصری از دوران زندگی ایشان را می خوانید :
---------------------------------------
حقیر در ن کودکی به قم رفتم . یازده سال در انجا تحصیل کردم . درس خارج ایی الله حجت و بروجردی را دیدم و امتحان دادم . بعد وارد فرهنگ شدم .۳۰ سال خدمت کردم البته به دسور مقلد خودم و در مساجد گاهی عربی تدریس می کردم بعد وارد دانشگاه الهیا شدم چون در زبان وارد بودم به اموزشگاه زبان در سه راه ژاله رفتم بعد از لیسانس زبان و لیسانس الهیات مدرک کارشناسی ارشد گرفتم و سپس در دکتری فلسفه شرکت نمودم ولی تز ننوشت .
بعد از انقلاب نامه ها ایکه از خارج می امد ترجمه می کردم و در جاهای مختلف تدریس داشتممانند فرهنگ وهنر سپاه پاسداران خواهران مساجد و غیره
بعد از جنگ تحمیلی با جانبازان بودم . اولین دانشجو جانباز توسط من دانشجو شد بعدا دیگران تشویق شدند
در اسایشگاه امام مازل خوابگاه ها و ... با جانبازان درس داشتم
بعد از ان در وزرت ارشاد تدریس داشتم سپس وار دانشگاه شدم و مدت ۱۷ سال است که دروس عربی زبان فقه اصولفلسفه منطق و معارف تدریس می کنم در صنایع هواپیمایی تدریس داشته ام که استاد نمونه شدم
همچنین در پادگان بلال عمری گذشت از ما و سن ترفی نبستیم
---------------------------------------
خدا تمام اسیران خاکو مخصوصا استاد رجایی رو بیامرزه
روز قدس
در این راه پیمایی که با هدف حمایت مردم فلسطین بود مردم یک صدا نفرت و انزجار خود را از اسراییل و امریکا و همچنین انگلیس ابراز می داشتند
همچنین شعار هایی در مورد حق مسلم ایران در انرژی هسته سر دادند
در زیر عکس هایی از راه پیمایی در دماوند را می بینید


افطاری در دانشگاه
در این مراسم که به همت دفتر فرهنگ برگزار شده دانشجویان مسئولین و کارمندان دانشگاه حضور دارند
همچنین حضور در مراسم افطاری برای تمامی دانشجویان آزاد است

سلام بر قدس
این راهپیمایی در ساعت ۹:۳۰ دقیقه صبح شروع می شود و افرادی که در این راه پیمایی شرکت نمایند از بابت غیبت و اینطور مسائل خیالشان راحت باشد چون اساتید فردا غیبت نمی زنند

نماز جماعت در ماه مبارک رمضان
در زیر عکس هایی از برگزاری نماز در ماه رمضان در دانشگاه را می بینید



مراسم و ممسابقات فرهنگی در ماه رمضان
اول اينكه مسابقه اي با عنوان قرآن از نگاه تصوير از سوي دفتر فرهنگ برگزار شده كه از قرار معلوم جوايز خوبي قرار است كه داده بشه ((سكه طلا به 6 نفر)) جهت گرفتن فرم مسابقه به دفتر فرهنگ مراجعه فرماييد
دوم اينكه نماز جماعت به طور پرشور در نماز خانه دانشگاه كه الان محلش در سلف دانشگاه است برگزار مي شود
سوم هم ختم كل قران با مشاركت دانشجويان دانشگاه هر روز در دانشگاه كه در مجموع تا پايان ماه 30 بار ختم قران در دانشگاه برگزار ميشود
چهارم دعوت از يكي از قاريان برجسته مصري و برگزاري جلسه قرائت قران به همت دفتر فرهنگ و بسيج دانشجويي دانشگاه در مسجد جامع دماوند
پنجم دادن افطاري به دانشجويان در يكي از روز هاي ماه مبارك رمضان در دانشگاه
ششم حضور در خوابگاه دانشجويي و برگزاري نماز جماعت
هفتم برگزاري نمايشگاه قران و كتاب و نرم افزار در امفي تئاتر دانشگاه
هشتم هم مسابقه احكام ويژه نماز و روزه در دانشگاه
نظر سنجی جدید
این هم از نتایج نظر سنجی وبلاگ دماوند نیوز در مورد مختلط شدن دانشگاه
|
------------------------------------ |
| نظر شما در مورد مختلط شدن دانشگاه چيست ؟ |
دانشگاه بايد مختلط باشه ( 111رای، 53%)![]() |
فقط محوطه مختلط باشه ( 9رای، 4%)![]() |
اصلا نبايد مختلط باشه ( 88رای، 42%)![]() |
------------------------------------
و اما نظر سنجی جدید وبلاگ
که امیدوارم شما هم نظرتون رو بگید
نظرتون در مورد مسئولان دانشگاه چیست ؟
برای شرکت در نظر سنجی از قسمت نظر سنجی وبلاگ استفاده کنید ======>
جلسه توجیهی !
اين جلسه كه در ابتدا با قرائت آياتي از كلام الله مجيد آغاز گرديد با سخناني از امام جمعه دماوند ادامه پيدا كرد
سپس رياست حترم دانشگاه دماوند جناب دكتر صفري سخناني با دانشجويان دانشتند و صحبت هايي در مورد دانشگاه و وضعيت كنوني دانشگاه و همچنين معرفي مسئولين دانشگاه پرداختند
پس از دكتر صفري آقاي عسگري معاون آموزشي دانشگاه سخناني در مورد نحوه ارزشيابي و برگزاري كلاس ها صحبت هايي داشتند و در مورد كلاس هاي عملي و نظري راهنمايي هايي به دانشجويان كردندو تذكر هايي به دانشجويان دادند در آخر سخنانشان هم به مسائل انضباتي اشاره فرمودند
سپس جناب گنجي در مورد مسايل از جمله سرويس اياب و ذهاب شهريه اقساط شهريه و وام دانشجويي صحبت هايي فرمودند
در ضمن آقاي گنجي فرمودند : ساختمان جديد در دهه فجر فتتاح خواهد شد و اين ساختمان مختص دانشجويان مقطع كارشناسي است
سپس آقاي اسماعيل پور مسئول پژوهش دانشگاهدر مورد وضايف و فعاليت هاي مركز پژوهش دانشگاه صحبت هايي داشت
سپس آقاي عليان مدير آموزش دانشگاه در مورد ايين نامه آموزشي و مسايلي از جمله نقل و انتقالات صحبت كردند
در انتها نيز حاج آقا احمدي مسئول فرهگ اسلامي در مورد سايل فرهنگي دانشگاه و نماز جماعت صحبت فرمودند
همچنين به برنامه هايي كه در ماه مبارك رمضان در دانشگاه انجام خواهد شد اشاره گرديد
در ضمن به معرفي وضايف دفتر فرهنگ پرداخته شد
وبلاگ خبرگزاري دانشگاه را نيز حاج آقا احمدي به دانشجويان جديد معرفي فرمودند
جلسه نيز در زمان نماز ظهر به پايان رسيد و نماز نيز به جماعت و با حضور مسيولين و دانشجويان جديد الورود خوانده شد
دانشجویان جدید
این جلسه که روز شنبه مخصوص آقایون و یک شنبه مخصوص خانم ها است مسئولین دانشگاه و شهرستان دماوند از جمله امام جمعه دماوند حضور خواهند داشت
همچنین اردویی نیز برای این دانشجویان از طرف دفتر فرهنگ اسلامی و بسیج دانشجویی برای دانشجویانی که قبلا ثبت نام کرده اند تدارک داده شده است که محل اردو اماکن تفریحی زیارتی شهرستان دماوند می باشد هدف از برگزاری این اردو آشنایی دانشجویان جدید با محل تحصیلشان میباشد
در ضمن شروع کلاس های ورودی های جدید به غیر از پودمانی ( بدون کنکور ها ) از روز ۱۶ مهر شروع خواهد شد
افتتاح نمایشگاه دفاع مقدس
ترم جدید هم شروع شد
ترمی که تعدادی از دانشجوهای جدید الورود در ساختمان جدیدی که در رودهن اجاره شده دور از دماوند درس می خوانند و عده ای نیز که در خود دماوند درس ها رو می خوانند
از قرار معلوم هم دانشجویان جدید الورود به طور مختلط هستند
--------------------------------------------------
نمایشگاه دفاع مقدس از روز دوشنبه در دانشگاه افتتاح گردید
در این نمایشگاه عکس هایی از شهدا و آثار باقیمانده از شهدا و همچنین عکس هایی از شهدای شهرستان دماوند به نمایش گزاشته شده است
این نمایشگاه با حضور مسئولین دانشگاه و جمی از مسئولین شهر دماوند از جمله امام جمعه و خانواده یکی از شهیدان شهرستان دماوند افتتاح گردید
در ضمن فیلم هایی در مورد دفاع مقدس و شهدا نیز در این نمایشگاه به نمایش گذاشته می شود
این نمایشگاه نیز تا روز ۲ شنبه ادامه خواهد داشت

پاییز داره می آد
توزیع کارنامه ها ترم گذشته شروع شده از هر کسی که تا حالا کارنامه اش را نگرفته تقاضا دارم بره بگیره ببینه چه گلی به سرش زده
-----------------------------------------------
طی چند روز آینده برنامه انتخاب واحد ها را بر روی وبلاگ میگذارم
فقط این رو بگم که از ۱۳ شهریور انتخاب واحد ها شروع میشه
صعود تیم دانشگاه به قله دماوند
اسامی تیم صعود کننده : مهندس مرتضی رمضانی ، مهندس حسن اسداللهی ،مهدی توکلی ،میثم فضلی ،میثم شیخ طلیمی و ابراهیم جعفر قلی به عنوان سرپرست تیم در این صعود حضور داشتند


روز مادر مبارک
ولادت حضرت فاطمه(سلام الله عليها) و روز مادر را به همهء دوستان عزیز و تمام مادران ایران عزیز تبریک می گویم می گويم.
امیدوارم همه زیر سایه مادرانتون خوب و خوش باشید
شروع ترم تابستون از فردا
ترم تابستون دانشگاه از فردا شروع خواهد شد

ترمی که صد در صد عذاب آور ترین ترم سال خواهد بود
نبود امکانات سرمایشی و طولانی بودن کلاس ها و ......
همه کلاس ها کولر ندارند و اونایی هم که دارند نصفشون خرابن (( شاید تا الان درستشون کرده باشن ))
یه معضل دیگه خیلی طولانی بودن کلاس ها است برای مثال یه درس ۳ واحدی کلاس هاش از ساعت ۸ صبح تا ساعت ۴ بعد از ظهر است ((مخ ها اساسی تیلید میشن ))
اما در این میان یه سورپرایز هم وجود داره که اینو جهت حفظ مسائل امنیتی دانشگاه نمی گم
خودتون تا هفته آینده متوجه میشید
اگه شما از این سورپرایز اطلاع دارید تو بخش نظرات بنویسید
--------------------------------------------------------------
راستی تو نظر سنجی وبلاگ هم شرکت کنید ====== >
--------------------------------------------------------------
نتایج نظر سنجی که در گروپ DCOMP قرار گرفته بود و نظر دانشجو های رشته کامپیوتر را در مورد بهترین استاد سال تحصیلی ۸۳- ۸۴ پرسیده بود؟
بعضی از این آمار ها جالب بود مخصوصا میزان محبوبیت بعضی اساتید بین دانشجو ها (( امیدوارم این انتخاب ها برای من دردسر ساز نشه ))
نام استاد تعداد راي درصد
استاد قاسم زاده 6 16
استاد شکري 8 21
استاد شجاعي 5 13
استاد کاکوئي 6 16
استاد رشتيان 2 5
استاد عسگري 0 0
استاد نصيري 2 5
استاد احمدي 2 5
استاد اميري زاده 4 10
استاد اسداللهي 1 2
استاد پرکار 1 2
در آخر هم در مورد نظرسنجی بهترین استاد بگویم که این نظر سنجی به طرز خیلی مشکوکی روز های اخیر از گروپ پاک شد
--------------------------------------------------------------
یک شعر بسیار زیبا از مریم حیدر زاده به نام فاصله
گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن
گفتي كه نه بايد بروم حوصله اي نيست
پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف
تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست
گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت
جز عشق تو در خاطر من مشغلهاي نيست
فتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست
--------------------------------------------------------------
خوب تا بعد خداحافظ
جنگ ایران و عراق

برادران! ای ساكنين عراق و ای نوادگان علی، عمر، حسين، سعد و قعقاع*، خلبانان نيروی هوايی عراق فرودگاهها و پايگاههای مهم ايران از جمله فرودگاه مهرآباد را مورد هجوم قرار دادهاند و نيروهای ظفرمند زمينی ما حملهی گستردهای را از چند محور به سمت مواضع ايران آغاز نموده و به پيروزهايی دست يافتهاند.
روز 31 شهريور 1359 (22 سپتامبر 1980) راديو بغداد اين خبر را اعلام كرد و بدين ترتيب جنگی كه با نام «قادسيه صدام» از مدتها پيش تدارك ديده شده بود، آغاز شد.
ژنرال وفيق السامرايی در كتاب «ويرانی دروازه شرقی» مینويسد: حدود ساعت ده صبح روز 22 سپتامبر 1980، مدير كل اطلاعات نظامی از من خواست تا اندكی قبل از ساعت 12، همراه معاونين به مركز فرماندهی بروم ... رأس ساعت 12، تعداد 192 فروند هواپيمای جنگنده از نيروی هوايی ما به سوی اهدافی در داخل ايران به پرواز درآمدند. در همان ساعت، در اصلی مركز فرماندهی باز شد و گروه كاری افسران، متشكل از افسران اطلاعات، عمليات طرحريزی و نيروی هوايی وارد آن شدند. در حالی كه من مشغول انجام آخرين اصلاحات مواضع نيروهای ايران بر روی نقشه بودم، فرمانده كل، صدام، در حالی كه لباس نظامی بر تن داشت، وارد اتاق شد. عدنان خيرالله وزير دفاع به او گفت: «سرورم! جوانان 20 دقيقه قبل به پرواز در آمدند» صدام در جواب به او گفت: «پس از نيم ساعت، كمر ايران خواهد شكست».
اما خواب خوش ابوعدی به كابوسی هشت ساله مبدل شد و آن نيمساعت بيش از دوهزار و هشتصد روز طول كشيد. نه تنها كمر ايران نشكست بلكه توانست عليرغم از هم گسستن شيرازههای ارتش و بحرانهای داخلی و در اين جنگ نابرابر به ياری امواج انسانی، حملات ارتش بعث را در هم بشكند.
سرهنگ نصار الدليمی از افسران ستاد وزارت دفاع عراق در كتاب: «حزب بعث، يكهتاز ارتش عراق» اين نابرابری و تجهيز ارتش بعث را اين گونه بازگو میكند: قبل از آغاز جنگ تحميلی، نيروهای مسلح عراق، با مدرنترين و معروفترين سلاحهای دنيا مجهز شدند. رستههای پيادهی نيروی زمينی نسبت به همتاهای خود در ساير ارتشهای دنيا، از بزرگترين قدرت آتش برخوردار بودند. اين در حالی بود كه بقيهی رستههای ارتش، از نيروی پياده چيزی كم نداشتند. توپخانهی عراق انواع بسيار زيادی از پيشرفتهترين توپهای اتريشی، روسی، فرانسوی و آمريكايی را در اختيار گرفت و باتجربهترين كارشناسان كويت و عربستان سعودی، به آموزش توپهای 155 و 175 ميلیمتری آمريكايی در عراق پرداختند.همچنين برای گروه زيادی از افسران و درجهداران رستهی توپخانه، «دورههای عالی آموزش» تدارك ديده شد.
در اين رقابت سنگين، رستههای زرهی و هوايی نيز از ديگران عقب نماندند. نيروی زرهی، مدرنترين تانكها را از قبيل تی ـ 72 به چنگ آورد و نيروی هوايی نيز به معروفترين جنگندههای جهان همچون ميگ 25، ميراژ و سوپر اتاندارد مجهز شد و علاوه بر اين، ارتش عراق به پيشرفتهترين وسايل و تجهيزات ديدهبانی و مدرنترين رادارهای معروف شرق و غرب مسلح شد.
اين اوجگيریها و زيادهطلبیها، به تسليحات بيش از حد، محدود نماند و با فراتر رفتن، سازمان و تشكيلات ارتش را هم در بر گرفت. ارتش عراق كه از شش لشكر تشكيل شده بود، در سال 1980 (1359) دوازده لشكر كامل را در اختيار داشت. اما اندكی بعد، در سال 1984 (1363) صاحب چهل و چهار لشكر شد. (اين تعداد در پايان جنگ به 57 لشكر رسيد!)
اين تعداد لشكر برای ارتش كشوری با جمعيت عراق، به طور طبيعی قابل تصور هم نيست، چه رسد به وجود آن. اينها همه خبر از يك چيز میداد و آن هم مأموريت بسيار گسترده و بزرگی بود كه در پيشروی اين ارتش تا دندان مسلح قرار داشت.
در طول اين هشت سال ايران جزو منفورترين و مطرودترين كشورهای دنيا بود. جوانان و مردم ايران در شرايطی كشتار میشدند كه در جبههی روبروی آنان علاوه بر عراق، رسانههای جهانی و سياستهای بينالمللی حامی عراق نيز وجود داشت. بسياری كشورها آشكارا از رژيم بعث عراق حمايت میكردند و به سادگی به صدام اسلحه میدادند. اما همان كشورها مخفيانه و با قيمت بيشتر به ايران منزوی نيز اسلحه میفروختند و در روابط بين المللی ايران را طرد میكردند.
اما جنگ خونين صدام عليه ايران در سالهای پايانی به دليل آزموده شدن نيروهای ايرانی در جنگ به ضرر صدام تمام شد. ايران فاو را گرفته بود و در دروازههای بصره مترصد بود تا شاهراه ورودی به خليج فارس را هم بگيرد. در جبهه شمالی نيروهای ايران با كمك كردها توانستند حلبچه را تسخير كنند. در اين زمان بود كه مناسبات جهانی دست به دست هم داد و شديدترين فشارها عليه ايران تدارك ديده شد تا نه ايران و نه عراق پيروز اين ميدان نباشند.
حملا ت گسترده شيميايی در بسياری جبههها و شهرها، تشديد بمباران و موشكباران شهرها و مناطق مسكونی، حمله به هواپيمای مسافربری ايرانی توسط ناوگان آمريكا، حمله به تاسيسات و سكوهای نفتی و ناوگانها موسوم به جنگ نفتكشها، عدم توان توسعه رزمی نيروهای ايران، زمينگير شدن بسياری از نيروهای تهاجمی ايران در فاو، شلمچه، مهران، جزاير مجنون، هور، ماووت و حلبچه كه عملاً زير حملات شيميايی فقط تلفات میدادند و كمكهای اطلاعاتی آمريكا به عراق برای تغيير توازن جنگ، از مهمترين عواملی بود كه باعث شد ايران سرانجام قطع نامهی 598 را در تاريخ 27 تير 1367 بپذيرد. علاوه بر آن برخی قرائن نشان میداد كه ارتش بعث هيچ شرافت و تعهدی نسبت به بمباران شيميايی شهرهای بزرگ و حتی بمباران اتمی آن ندارد. حملهی ناو وينسنس آمريكا به هواپيمای مسافربری و كشتار حجاج در مكه نيز چراغ قرمزی از سوی آمريكا بود كه ثابت میكرد پاياندهندهی جنگ اوست! چرا كه پيروزی يا شكست هر طرف چه ايران يا عراق هدف سياستهای جهانی نبود. ايران و عراق بايد آنقدر به سر و كلهی هم میزدند تا برای هميشه تضعيف میشدند و صلح در شرايطی انجام شد كه هيچ يك از دو طرف پيروز قاطع اين جنگ خونين نبودند.
صدها ميليارد دلار خسارت، ميليونها كشته و مجروح و معلول، اقتصادی ويران، نابودی بسياری از منابع و نيروی انسانی جوان، منطقهای به خون كشيده شده و غيرقابل ثبات، نابودی بسياری ذخاير و منابع طبيعی و زمينی، دستاورد اين جنگ بیحاصل برای ايران و عراق بود كه بلندپروازیها و جنون صدام بانی آن بود.
چرخ زمان گذشت، صدام رفت و خسارات بیشماری بر پيكرهی چند ملت زد. سه جنگ خونين او به پايان رسيد كه فاتحش نه خود صدام بود و نه ايران و نه كويت بلكه فاتح آن دلالان اسلحه و صاحبان زرادخانهها و پااندازهای بينالمللی و صاحبان شركتها و در يك كلام نظام سرمايه سالاری جهانی بود كه به قيمت خون ميليونها جوان ايرانی و عراقی و كويتی كشورهايشان را بيشتر آباد كردند و ما هنوز در حيرتيم!
* «قعقاع بن عمرو تميمی» از قهرمانان و شاعران عرب دوره جاهليت و از صحابه پيامبر اسلام و فاتح دمشق. وی در جنگها زره غنيمتی بهرام گور شاه ايران را میپوشيد و شمشير هرقل امپراتور روم را حمل میكرد.





